به گزارش سینماپرس، برنامه «درجام» با اجرای مهیار حسن توقیف شد.
پیگیریهای خبرنگار تسنیم نشان میدهد، «درجام» پیشتر به دلیل رعایتنشدن استانداردهای محتوایی با شکایت ساترا مواجه شده بود. در جریان رسیدگی در دادسرا نیز برای ادامه فعالیت، تعهداتی درباره اصلاح و رعایت استانداردهای محتوایی ارائه شده بود؛ اما بنا بر اطلاعات منتشرشده، این تعهدات رعایت نشده و در پی شکایت قبلی، مقام قضایی دستور توقیف برنامه را صادر کرده است.
«درجام» یک برنامه ۲۰ قسمتی است و در حالی توقیف شده که قسمت نوزدهم آن نیز منتشر شده است؛ بنابراین ادامه انتشار قسمتهای باقیمانده برنامه، در شرایط فعلی متوقف خواهد بود.
اما توقیف «درجام» را نمیتوان صرفاً یک اتفاق مربوط به یک برنامه یا یک قسمت جنجالی دانست. این ماجرا بار دیگر یک مسئله مهمتر در فضای نمایشخانگی را پیشروی رسانهها قرار میدهد: آیا در رقابت برای دیدهشدن، «وایرالشدن» کمکم جای «محتوا» را گرفته است؟
«درجام» در ابتدا با عنوان یک برنامه ورزشی و کمدی با محوریت جام جهانی ۲۰۲۶ معرفی شد؛ برنامهای که قرار بود اخبار، حواشی و اتفاقات جام جهانی را با زبان طنز روایت کند. اما در ادامه، برخی بخشهای برنامه بیشتر از آنکه به مأموریت اولیه آن مربوط باشند، به دلیل حاشیه و قابلیت وایرالشدن مورد توجه قرار گرفتند.
از جمله، بخش جنجالی بازی «نون بیار کباب ببر» با حضور السا فیروزآذر که بهسرعت در شبکههای اجتماعی بازتاب پیدا کرد. این اتفاق البته در خلأ رخ نداد و پیش از آن نیز بخشهایی از «درجام» با شوخیها و موقعیتهای جنجالی، از جمله شوخیهای گلاره مهری با مجریان و بخشهایی با حضور قدرتالله ایزدی، خبرساز شده بود.
مسئله دقیقاً همینجاست؛ کمدی قرار نیست بیحاشیه باشد، اما حاشیه نباید به جای محتوا بنشیند.
طنز ذاتاً با شکستن کلیشهها، غافلگیرکردن مخاطب و حتی عبور از برخی خطوط متعارف سروکار دارد. اما میان «تابوشکنی خلاقانه» و «شوکآفرینی برای وایرالشدن» فاصلهای جدّی وجود دارد.
اگر یک برنامه ورزشی و کمدی برای جلب توجه مخاطب، بهتدریج از ایده و مأموریت اولیه خود فاصله بگیرد و به تولید لحظههای جنجالی متکی شود، این سؤال مطرح میشود که هدف اصلی چیست؛ ساخت برنامه یا ساخت کلیپ وایرال؟
تفاوت این دو نگاه بسیار مهم است. در حالت اول، حاشیه محصول طبیعی یک برنامه است؛ اما در حالت دوم، حاشیه خودش به «محتوا» تبدیل میشود.
همین مسئله را در نمونههای دیگری از برنامههای تلویزیونی و نمایشخانگی نیز میتوان دید؛ جایی که گاهی یک شوخی یا موقعیت نامتعارف، نه به دلیل ارزش محتوایی یا خلاقیت، بلکه صرفاً به دلیل ظرفیتش برای دستبهدستشدن در شبکههای اجتماعی مورد توجه قرار میگیرد.
تلاش برای عادیکردن عادیسازی، از همینجا آغاز میشود: وقتی مرزهای شوخی یکییکی جابهجا میشوند و هر بار، برای جذب توجه بیشتر، قدمی جلوتر میرویم.
البته نمیتوان هر محتوای جنجالی را الزاماً مصداق تخلف دانست و اساساً طنز بدون جسارت و ریسکپذیری، میتواند به محتوایی بیاثر تبدیل شود. بحث اصلی، رعایت استانداردهایی است که یک برنامهساز پیشتر پذیرفته و نسبت به اجرای آنها تعهد داده است.
از این منظر، نقطه مهم پرونده «درجام» فقط محتوای جنجالی برنامه نیست؛ مسئله، ضمانت اجرای تعهدات محتوایی است.
وقتی یک برنامهساز یا سکو در جریان رسیدگی، متعهد به رعایت استانداردهای مشخص میشود، انتظار منطقی این است که این تعهد پس از پایان جلسه دادسرا فراموش نشود. اگر قرار باشد هر برنامهای پس از دریافت تذکر یا حتی ارائه تعهد، دوباره همان مسیر را ادامه دهد، اساساً فلسفه استانداردگذاری و نظارت زیر سؤال میرود.
در این میان، ساترا نیز با یک چالش جدّی روبهروست. استانداردگذاری زمانی اثرگذار خواهد بود که ضمانت اجرای روشن و قابل اتکا داشته باشد. از سوی دیگر، اجرای این نظارت نیز باید شفاف، قابل پیشبینی و مبتنی بر قواعد روشن باشد تا اختلاف میان سکو و تنظیمگر، به مناقشهای دائمی تبدیل نشود.
ماجرای «درجام» بنابراین فقط درباره یک برنامه نیست؛ درباره مسیری است که نمایشخانگی طی میکند.
در سالهای اخیر، بخشی از برنامهسازی بهشدت تحت تأثیر منطق شبکههای اجتماعی قرار گرفته است: جملهای که قابلیت بریدن و انتشار داشته باشد، لحظهای که بتواند وایرال شود و حاشیهای که مخاطب را برای چند ساعت درباره یک برنامه صحبتکردن وادار کند.
اما اگر «وایرالشدن» به هدف اصلی تبدیل شود، نتیجه میتواند تغییر فلسفه برنامهسازی باشد؛ جایی که دیگر این محتوا نیست که وایرال میشود، بلکه محتوا برای وایرالشدن ساخته میشود. این همان نقطهای است که باید نسبت میان خلاقیت، آزادی عمل، سرگرمی و مسئولیت اجتماعی جدّی گرفته شود.
نمایشخانگی برای رشد و جذب مخاطب به خلاقیت نیاز دارد، اما خلاقیت به معنای بیقاعدگی نیست. از سوی دیگر، نظارت نیز نباید صرفاً به واکنش پس از ایجاد حاشیه محدود شود. قواعد باید از ابتدا روشن باشند و اگر برنامهساز تعهدی میدهد، اجرای آن نیز جدّی گرفته شود.
توقیف «درجام» حالا یک پیام روشن دارد: وایرالشدن نمیتواند چک سفیدامضای عبور از استانداردهای محتوایی باشد. اگر قرار باشد هر چیزی که بیشتر دیده میشود، بهعنوان محتوای موفق شناخته شود، آغازی بر آنارشیسم فرهنگی است که نهایت آن بازنده بودن مخاطب است.
*تسنیم
ارسال نظر